اشبه الناس (هیئت علی اکبر(ع) بهبهان)
وبلاگ هیئت محبین حضرت علی اکبر(ع) شهرستان بهبهان با همکاری اداره تبلیغات اسلامی بهبهان
درباره وبلاگ
موضوعات
آخرين مطالب
● چراغ
نويسندگان
آرشيو مطالب
پيوندهاي روزانه
![]() |
![]() |
![]() |
|
![]() |
|
![]() |
|
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
||
![]() |
|
![]() |
||
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
|
![]() |
|
||
![]() |
![]() |
![]() |
سیِّدی که اُفُق را نشان داد و رفت!
"يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَالَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ"
"خداوند کسانى را که ايمان آوردهاند و کسانى را که علم به آنان داده شده درجات عظيمى مىبخشد؛ و خداوند به آنچه انجام مىدهيد آگاه است!" (مجادله،11)
درگذشت مُجاهد بزرگ و استاد فرزانه قرآن و اخلاق، یعنی جناب آقای سیّدان عزیز، بهانه ای شد تا بتوانم در مورد ایشان، نکاتی را خدمت شما بزرگواران و سروران عزیز عرض کنم! البتّه بنده به دلیل اقتضائات سنّی و اقامتی در این شهر، به خودم اجازه نمی دهم و ادّعا هم نمی کنم که بتوانم شخصیت جامع الاَطرافی مثل ایشان را واکاوی کنم؛ فقط به ذکر دو نکته در مورد این بزرگوار بسنده می کنم:
نکته اول: چشمه ی جوشان بودن ایشان است!
مَثَل و شخصیت آقای سیّدان عزیز، مَثَل باران همراه با رعد و برق نبود که حتماً تا بارید آدم و عالم متوجه شوند؛ نه!
مَثَل او، مَثَل چشمه جوشانی بود که در دامنه یک کوه جاری شده باشد! کوهی از علم، مجاهدت، تقوا، اخلاق، جود و بخشش...
لذّا، سرِّ اینکه ابعاد شخصیتی ایشان، علارغم خدمات فرهنگی و مجاهداتی که داشته اند از چشم خیلی ها به خصوص نسل جوان مخفی مانده است، در اینجاست...گفت: اگر آب حیات خواهی، همچو خِضر باش، که تشنه حکمت و معرفت بود...
لذا کسانی به این بزرگوار رجوع می کردند که در جستجوی معرفت، ادب و حکمت بودند...
شخصیّت آقای سیّدان(اعلی الله مقامه الشریف) را کسانی همچون آن شهید بزرگی درک کرده اند که وقتی فهمید که چه گوهر گرانبهایی را پیدا کرده است، عَنان خویش را تا آخر عمر به دست ایشان سپرد(!) و البّته هم به دست خوب کسی سپرده بود...
خود آن بزرگوار(آقای سیّدان)، برایمان نقل می کردند که این شهید تا آخرین روزهای عمرش که در کوه های استان کردستان (با بَعثی های سُفیانی) می جنگید برایم نامه می نوشت و من هم رهنمودشان می کردم... و تو خوب می دانی که شهادت را به هر کس ندهند...
اینجا بود که معنای این حدیث شریف نبوّی را دریافتم که وجود نازنین حضرتش فرمودند:
«آنگاه که در روز قیامت، مَداد عالمان را با خون شهیدان بِسنجند، مَداد عالمان بر خون شهیدان برتری خواهد داشت!!!»(بحارالانوار، جلد2، صفحه16)
نکته دوّم: سَقف پرواز ایشان بود!
اصولاً ارزش و میزان هِمّت هر انسانی علاوه بر ایمان، به آرزو و سقف پرواز او بستگی دارد!!!
یادش بخیر، یک وقتی خدای متعال به ما و دوستانمان در نشریه آیین انتظار توفیقی داد که بتوانیم از نزدیک و خصوصی با این بزرگوار مصاحبه ای بکنیم...ایشان پس از کُلّی اکرام و پاسخگویی به سوالات متعددی که خدمتشون داشتیم (که البته آنها را در همین جزوه شریف هم باز تکثیر کردیم)، در پایان یک توصیّه ای کردند که فکر می کنم هر جوان و فعّال فرهنگی باید آن را در اتاقش نصب العین کند(!)، می فرمودند:
"سعی کنید به فرموده امام علی(علیه السلام)، مانند درختان کویری باشید که سرما، گرما، خشکی و طوفانها بر شما بی اثر باشد.
انساهایی بشوید که هر کدامتان بتوانید یک امّت را اداره بکنید نه فقط چهار - پنج نفر را (!) سقف پرواز این بزرگوار را ببینید!!!{اَللّهُمَ ارزُقنا...}
البته از مجاهد و شیر پیری که بهترین لحظات عمر شریفشان را وقف مبارزه برای برپایی و ادامه نهضت کرده اند، بعید است همچون مولایش «حضرت روح الله {ارواحناله الفدا}» نباشد؛ همو که فرمود:
انقلاب ما محدود به ایران نیست، انقلاب مردم ایران نقطه ی شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچمداری حضرت حجت (ارواحنافداه) است...
یعنی ای دوست عزیز جوانم که الآن مشغول درس و تحصیل هستی! ای فعّالین محترم فرهنگی!
کَفِّ کارتان خودسازی، تحصیل و تقوا باشد، و سَقف کار و آرزویتان مُهیا شدن برای کارگزاری و ایالت داری امام عصر (روحی و ارواحناله الفدا)باشد...
تنها انسان به فکر تَکاثر در تحصیل، تقوا و ... باشد که نشد کار! باید آرمان مُعطّل مانده ی بنی زهرا (صلوات الله علیهم اجمعین) را بُلند کرد...انشاالله!!!
به امیّد مشاهده ی آن روز بزرگی که جمیع اولیاء، انبیاء و خوبان عالم در حسرت دیدنش جان سپردند...و قطعاً سیِّد عِماد ما هم یکی از همین منتظرین بود... "فَسَلَامٌ لَّكَ مِنْ أَصْحَابِ الْيَمِينِ"{سلام بر تو از سوى دوستانت که از اصحاب يمينند!} (سوره ی واقعه،آیه ی 91)
*غلامرضا محمّدی
سعی کنید:
به فرموده ی امام علی(علیه السلام)
مانند درختان کویری باشید که سرما، گرما، خشکی و طوفانها بر شما بی اثر باشد.
انساهایی بشوید:
که هر کدامتان بتوانید یک اُمّت را اداره کنید،
نه فقط چهار- پنج نفر را (!)
پرسش و پاسخ پیرامون حکومت جهانی امام مهدی (علیه السلام)
*پرسش: در رابطه با حکومت حضرت و جهاني شدن کا ملا توضيح دهيد ؟
پاسخ: جهاني شدن يعني حركت تمامي جوامع به سوي جهاني وحدت يافته كه در آن، همه چيز در سطح جهاني مطرح و نگريسته ميشود. در حقيقت جهاني شدن به معناي آزادي مطلق كسب و كار، برداشته شدن تمامي موانع از سر راه جريان يافتن سهل و آسان سرمايه و نفوذ آن در تمامي عرصهها، حركت روان اطلاعات و امور مالي وخدماتي تداخل فرهنگها، آن هم به سوي يكسان شدگي و يكدستي و تمام اين امور در مقياس جهاني رخ ميدهد و هدف آن، دستيابي به بازار واحد جهاني فارق از موانع توليد و سرمايه گذاري و خدمات و اشتغال خواهد بود.
در اين پروسه جهاني شدن اقتصاد با اهميت ترين بعد است و سياست و فرهنگ تا حد زيادي تحت تأثير نظام سرمايه داري ميباشد.
همچنين جهاني شدن يك روند و حركت تدريجي، طبيعي و تكاملي براي ايجاد جهاني با ارزشهاي مشترك و احترام به مباني فرهنگي ديگران است. امروزه اين روند طبيعي به سوي اهداف خاص اقتصادي سياسي به نظامي فرهنگي قدرتهاي سلطه سوق داده شده است.
قدرتهاي پيشرفته غربي و صاحبان شركتهاي بزرگ اقتصادي تجاري و ... اين روند را در خدمت منافع خود گرفتهاند و به نوعي خود را به اين فرايند طبيعي(جهاني شدن) تحميل كرده و نوعي جهاني كردن به ميل خود و در جهت اهداف خود پديد آوردهاند و سير طبيعي آن را دچار انحراف نمودهاند؛ به اين پروژه جديد «جهاني سازي» گفته ميشود.
به عبارت ديگر جهاني شدن يك سير و روند طبيعي براي حركت جوامع به سوي تكنولوژي پيشرفته و استفاده بهينه از قابليتهاي علمي و طبيعي در پرتو استعدادهاي انساني است اما وقتي اين حركت و روند طبيعي در اختيار تفكر عدهاي خاص قرار گيرد و به نوعي با اعمال اراده اين مسير طبيعي را به سوي اهداف خاص و از پيش تعيين شده سوق ميدهند، در حقيقت اين حركت را از جهاني شدن به جهاني سازي تبديل كردهاند. به عنوان مثال ميتوان از «انرژي اتمي» كه در اختيار قدرتهاي خاصي قرار دارد، نام برد. امروزه جهاني سازي دقيقا همان غربيسازي و آمريكايي سازي است؛ يعني تحت سلطه قرار دادن كل جهان از سوي آمريكا با در اختيار گرفتن اهرمهاي تعيين كننده در اقتصاد جهاني و سياست جهاني و نهايتاً حاكميت فرهنگ آمريكايي به عنوان يك پروژه نهايي در دستور كار قرار ميگيرد.
نتيجه:
جهاني سازي فرايندي در راستاي تامين منافع و تسلط ارزشهاي مورد نظر قدرتهاي سلطه در عرصه جهاني بر دولتها و ملتها است. و اين پروسه و برنامه كاملا متمايز با پروژه طبيعي و قابل قبول «جهاني شدن» ميباشد.
آنچه قابل توجه است اينكه ميتوان پروژه حكومت جهاني حضرت مهدي(ع) را در راستاي پروژه جهاني شدن تلقي نمود و در صورت عدم انحراف اساسي در مسير آن ميتوان آن را منتهي به حكومت عدل جهاني حضرت مهدي(ع) دانست كه حاكميت عدالت در تمامي ابعاد سياسي، فرهنگي، اقتصادي و ... است.
اما جهاني سازي و جهاني كردن كه برنامهاي بر اساس منافع و اهداف و قدرتهاي سلطه در جهان است به هيچ عنوان نميتواند با حكومت مهدوي و اهداف و برنامههاي آن هماهنگ باشد، بلكه يكي از اهداف اساسي حكومت جهاني حضرت مهدي(ع) قطع هر گونه سلطه فرهنگي، سياسي، نظامي و اقتصادي از سوي قدرتهاي استعمارگر و ظالم در جهان خواهد بود.
براي رسيدن به پاسخي مناسب در اين رابطه، ابتدا ميبايست ويژگيهاي جامعهي مهدوي را از نظر گذراند. آن چه در منابع و متون ديني و روايي ما، در خصوص حكومت مهدي وجود دارد گوياي آن است كه ركن اصلي و خمير مايه بنيادين حركت جهاني امام زمان(ع) گسترش همه جانبه و تقويت و توسعه توحيد و يگانه پرستي و در كنار آن مبارزه فراگير و مستمر با همه تفكرات و جريانهاي انحرافي والحادي است. در نهضت مهدوي، آموزهها و تعاليم فراموش شدهي پيامبران الهي برپا ميگردد و همه دستگاههاي استبدادي، در نهاد حكومت و قدرت زايل ميگردند و از بين ميروند. در حكومت مهدوي، محرومان و مستضعفان و بندگان صالح و مؤمن خداوند، از جايگاه رفيعي برخوردارند. نظام فرهنگي، مركب از ارزشها و هنجارها، عقايد و باورها، آرمانها و ... بر اساس آموزههاي قرآن كريم و سنت معصومان شكل ميگيرد و همه اجزا و عناصر اجتماعي، متأثر از اين نظام فرهنگي است.
عدالت جويي و عدالتخواهي و تلاش براي برقراري عدالت و رفع همه مظاهر ظلم و بي عدالتي، از جمله اركان حكومت امام زمان(ع) است. مبارزه همه جانبه و مستمر با منكرات و عوامل اجرايي و شيوع آن، از جمله برنامهها و سياستهاي اصولي در حكومت جهاني مهدوي است.
عدالت جويي و عدالتخواهي و تلاش براي برقراري عدالت و رفع همه مظاهر ظلم و بي عدالتي، از جمله اركان حكومت امام زمان(ع) است. مبارزه همه جانبه و مستمر با منكرات و عوامل اجرايي و شيوع آن، از جمله برنامهها و سياستهاي اصولي در حكومت جهاني مهدوي است.
رشد و توسعه همه جانبه و فراگير، در همه ابعاد و شئون، اعم از اقتصادي و سياسي و فرهنگي و ... بهرهبرداري از منابع طبيعي، توزيع عادلانه فرصتهاي اجتماعي و برقراري روابط صميمانه و صلح آميز، همراه با عظمت و شوكت جامعهي اسلامي در سطح بين الملل، ايجاد روابط صميمانه و دوستي متقابل در بين افراد و .... همه و همه، از جمله خصوصيات و ويژگيهاي جامعهي آرماني اسلام است و ركن اصلي همه متغيرها و الگوها، برآمده از دين و براي تحقق و تحكيم بنيانهاي ديني است كه خصيصهي اصلي جامعهي مهدوي است.
در موضوع جهاني شدن، متغيرها و الگوهايي را ميتوان به عنوان نمونه ذكر كرد؛ از جملهي آنها شكسته شدن مرزهاي ملي و فرهنگي و به جاي آن تداخل آنها و تلاش در زمينه ايجاد و تفاهم بر اصول مشترك فرهنگي و دست كشيدن از باورها و ارزشها و هنجارهاي فرهنگي و سياسي و اقتصادي و ... افزايش ارتباطات و تعاملات جهاني و نزديك كردن آن از حيث زمان و مكان، به كمك وسايل و فنآوريهاي جديد ارتباطي و الكترونيكي، تبديل نهادهاي اجتماعي و ملي به نهادهاي جهاني و توافق جهاني ملتها بر باورها و ارزشهاي مشترك و يكسانسازي جهانبينيها. كاهش و حذف سنتها و عناصر اجتماعي هويت ساز، ايجاد و گسترش سازمانهاي جهاني و تاكيد بر نهادهاي سياسي، اقتصادي، جهاني، ايجاد و تاكيد بر روابط اقتصادي جهاني و پول جهاني به عنوان ابزار مبادله اقتصادي و ... حذف دين و باورها و سنتهاي ديني و به جاي آن تاكيد بر سكولاريسم و دموكراسي و پلوراليزم است. با توجه به اين بيان، خصوصيتها و ويژگيها، در دو نوع حكومت و نگرش، معلوم ميگردد كه اين دو، از جهاتي، شبيه به هم و در نتيجه همگرايي دارند. اين همگرايي و شباهت، در اصل كل جهاني شدن و وحدت جهاني، استوار است، اما در تعيين محتوا و الگوها، كاملا مغاير با هماند. زيرا، آنچه امروزه به عنوان جهاني شدن مطرح است. در واقع «غربي شدن» را تبليغ ميكند. روش و منشي كه به دنبال حذف دين و آموزههاي ديني و ملي جوامع و فرهنگهاي محلي و ملي و بر حاكميت
جهانبيني سكولار و ... است. اضافه براين، در تعيين محتواي جهاني شدن، واگرايي جدي و اصولي وجود دارد.
جهانبيني سكولار و ... است. اضافه براين، در تعيين محتواي جهاني شدن، واگرايي جدي و اصولي وجود دارد.
در يك سخن، شايد بتوان گفت، هدف حكومت مهدوي، اجراي عدالت فراگير و بهرهمندي عموم مردم از مواهب و امكانات خدادادي است، در حالي كه در جهاني سازي جديد، هدف آن است كه منافع عدهاي خاص تامين شود البته در قالبي جديد .
ج س 5ـ اينكه سلاح حضرت و يارانش، هنگام ظهور چه خواهد بود، امري است كه حقيقت آن براي ما روشن و آشكار نيست؛ چرا كه ترسيم صحيح و دقيقي از آينده براي ما قابل تصور نيست. لذا تعيين و مشخص كردن نوع سلاح، امكان ندارد. البته در اين ميان چند نكته قابل دقت و تأمل است:
الف. رواياتي كه در آنها به «سيف، (شمشير)» اشاره شده، لزوماً به معناي آن نيست كه نوع سلاح حضرت، شمشير است؛ بلكه معناي اولي و درست آن، اين است كه قيام امام مهدي(ع) مسلحانه است. اگر مراد روايات واقعاً «شمشير» باشد معناي آن اين است كه قيام مسلحانه، با شمشير خواهد بود. اين معناي دوم، البته محل ترديد است.
ب. هر چند در دوران حضرت، علم شكوفا ميشود و مردم به كمك آن، به درستي از مواهب الهي استفاده ميكنند، ولي اين شكوفايي، لزوماً به معناي تأييد و تكميل شكوفايي و پيشرفت صنعتي مردم در دوران غيبت نيست. به بيان ديگر، هر پيشرفتي قابل پذيرش و ادامه نيست، از جمله پيشرفت در صنايع جنگي كه روح حاكم بر آن، بر اساس تسلط بيشتر عدهاي قليل بر منابع طبيعي و عمومي دنيا و استثمار آن به نفع خود است. طبيعي است اين پيشرفت، در نظام مهدوي ـ كه بر اساس صلح و عدالت است ـ جايي ندارد و حضرت نيز نيازي به استفاده از سلاحهاي مدرن و فوق مدرن ندارد.
ج. پيروزي در جنگ و غلبه بر دشمن، تنها با تكيه بر سلاح و ادوات جنگي نيست؛ بلكه درايت و فرماندهي درست نيز شرط است. امام زمان(ع) از درايت و فرماندهي خود كه از علم الهي سرچشمه گرفته است، بهره ميبرد. علاوه بر آنكه حضرت، علاوه بر امدادهاي غيبي و ملائكه، مجهز به لشكر رعب است و خداوند، وحشتي در دل دشمنان او ميافكندكه توان درست فكر كردن و بهرهبردن از تجهيزات را از دست ميدهند. پيامبر اسلام(ص)، نيز در جنگهاي خود، مؤيد به اين ابزارها بود(مانند جنگ بدر و احزاب) و بر دشمنان پيروز شد.
د. نوع حركت جنگي و ابزارها، به گونهاي است كه فقط دشمنان نظامي را از پاي درميآورد نه آنكه به مردم عادي آسيب برساند. به عبارت ديگر، عدالت رعايت شده و فقط كساني كه به جنگ برخاستهاند كشته ميشوند؛ نه اينكه خوب و بد و مردم غير نظامي نيز به قتل برسند؛ چنانكه در سلاحهاي متعارف امروزي، چنين است.
هـ . از روايات استفاده ميشود بين حضرت و دشمنان، جنگ و درگيري رخ ميدهد و طرفين كشته ميدهند؛ يعني، علاوه بر آنكه لشكريان دشمن تار و مار ميشوند، عدهاي از ياران امام نيز به شهادت ميرسند. بنابراين، نوع سلاحها بايد به گونهاي باشد كه براي طرفين، استفاده جنگي از آن امكان پذير باشد.
سخن آخر آنكه بررسي سلاح، از مسائل مهم مهدويت نيست و لذا دانستن آن اهميت چنداني ندارد و كنكاش در آن نيز نتيجه نميدهد.
بي مناسبت نيست به برخي احتمالات اشاره كنيم:
1. حضرت با شمشير قيام ميكند، ولي با قدرت اعجاز بر دشمنان غلبه ميكند؛
2. حضرت با شمشير قيام ميكند، ولي با تسلط بر مراكز تصميم گيري و از كار انداختن وسايل آنان، بر دشمن غلبه ميكند؛
3. حضرت با شمشير قيام ميكند، ولي نوع شمشير، ويژه است به گونهاي كه اگر بر كوه بزند آن را متلاشي ميكند؛
4. پيروزي اصلي حضرت، بر اساس اقبال عمومي مردم و افتادن رعب در دل دشمنان است، به گونهاي كه نميتوانند از ابزار خود بهره ببرند؛
5. با توجه به جنگها و آشوبهاي قبل از ظهور اين سلاحهاي مدرن، نابود ميشود؛
6. با گسترش عقل و خرد آدميان، آنان خود، اين سلاحها را كنار ميگذارند؛
7. حضرت، از همين سلاحهاي مدرن بهره ميبرد؛
8. سلاح حضرت، مافوق اين سلاحها است.
البته اينها فقط صرف احتمال است و نميتوان به آنها اطمينان كرد.
پاسخ: جهاني شدن يعني حركت تمامي جوامع به سوي جهاني وحدت يافته كه در آن، همه چيز در سطح جهاني مطرح و نگريسته ميشود. در حقيقت جهاني شدن به معناي آزادي مطلق كسب و كار، برداشته شدن تمامي موانع از سر راه جريان يافتن سهل و آسان سرمايه و نفوذ آن در تمامي عرصهها، حركت روان اطلاعات و امور مالي وخدماتي تداخل فرهنگها، آن هم به سوي يكسان شدگي و يكدستي و تمام اين امور در مقياس جهاني رخ ميدهد و هدف آن، دستيابي به بازار واحد جهاني فارق از موانع توليد و سرمايه گذاري و خدمات و اشتغال خواهد بود.
در اين پروسه جهاني شدن اقتصاد با اهميت ترين بعد است و سياست و فرهنگ تا حد زيادي تحت تأثير نظام سرمايه داري ميباشد.
همچنين جهاني شدن يك روند و حركت تدريجي، طبيعي و تكاملي براي ايجاد جهاني با ارزشهاي مشترك و احترام به مباني فرهنگي ديگران است. امروزه اين روند طبيعي به سوي اهداف خاص اقتصادي سياسي به نظامي فرهنگي قدرتهاي سلطه سوق داده شده است.
قدرتهاي پيشرفته غربي و صاحبان شركتهاي بزرگ اقتصادي تجاري و ... اين روند را در خدمت منافع خود گرفتهاند و به نوعي خود را به اين فرايند طبيعي(جهاني شدن) تحميل كرده و نوعي جهاني كردن به ميل خود و در جهت اهداف خود پديد آوردهاند و سير طبيعي آن را دچار انحراف نمودهاند؛ به اين پروژه جديد «جهاني سازي» گفته ميشود.
به عبارت ديگر جهاني شدن يك سير و روند طبيعي براي حركت جوامع به سوي تكنولوژي پيشرفته و استفاده بهينه از قابليتهاي علمي و طبيعي در پرتو استعدادهاي انساني است اما وقتي اين حركت و روند طبيعي در اختيار تفكر عدهاي خاص قرار گيرد و به نوعي با اعمال اراده اين مسير طبيعي را به سوي اهداف خاص و از پيش تعيين شده سوق ميدهند، در حقيقت اين حركت را از جهاني شدن به جهاني سازي تبديل كردهاند. به عنوان مثال ميتوان از «انرژي اتمي» كه در اختيار قدرتهاي خاصي قرار دارد، نام برد. امروزه جهاني سازي دقيقا همان غربيسازي و آمريكايي سازي است؛ يعني تحت سلطه قرار دادن كل جهان از سوي آمريكا با در اختيار گرفتن اهرمهاي تعيين كننده در اقتصاد جهاني و سياست جهاني و نهايتاً حاكميت فرهنگ آمريكايي به عنوان يك پروژه نهايي در دستور كار قرار ميگيرد.
نتيجه:
جهاني سازي فرايندي در راستاي تامين منافع و تسلط ارزشهاي مورد نظر قدرتهاي سلطه در عرصه جهاني بر دولتها و ملتها است. و اين پروسه و برنامه كاملا متمايز با پروژه طبيعي و قابل قبول «جهاني شدن» ميباشد.
آنچه قابل توجه است اينكه ميتوان پروژه حكومت جهاني حضرت مهدي(ع) را در راستاي پروژه جهاني شدن تلقي نمود و در صورت عدم انحراف اساسي در مسير آن ميتوان آن را منتهي به حكومت عدل جهاني حضرت مهدي(ع) دانست كه حاكميت عدالت در تمامي ابعاد سياسي، فرهنگي، اقتصادي و ... است. اما جهاني سازي و جهاني كردن كه برنامهاي بر اساس منافع و اهداف و قدرتهاي سلطه در جهان است به هيچ عنوان نميتواند با حكومت مهدوي و اهداف و برنامههاي آن هماهنگ باشد، بلكه يكي از اهداف اساسي حكومت جهاني حضرت مهدي(ع) قطع هر گونه سلطه فرهنگي، سياسي، نظامي و اقتصادي از سوي قدرتهاي استعمارگر و ظالم در جهان خواهد بود.
پاسخ: رحلت حضرت قطعاً پس از پيروزي نهايي و فراگير شدن عدل و استقرار دين خدا خواهد بود؛ زيرا طبق روايات، وظيفه الهي امام زمان(عج) اقامه قسط و عدل است و پيامبر(ص) فرمود: "خداوند به واسطه او زمين را پر از عدل و داد مي کند، همان گونه که از ظلم و جور پر شده است".(بحار الانوار،ج 51، ص 71).
در مورد مدت حکومت و زندگاني حضرت به روشني نمي توان سخن گفت، چرا که روايات در اين زمينه مختلف است. اما آن مقدار هست که مردم شيريني عدالت را ميچشند و برکات زمين آشکار ميشود.
پاسخ: انسان موجودي انتخابگر است که در سايه حرکت اختياري خود، به رشد و کمال رسيده و به هدف از خلقت خود نايل خواهد گردد. او موجودي اجتماعي است که بروز، شکوفايي و تعالي برخي استعدادها و کمالات او در جامعه تحقق مييابد. از اين رو نياز به جامعهاي سالم و مدينهاي فاضله است تا آدمي در بستر آن به حرکت تکاملي بپردازد.
و چون جوامع کوچک انساني به يک ديگر پيوند خورده و جامعه جهاني را شکل دادهاند و از آن به دهکده کوچک جهاني ياد ميکنند، از اين رو محيط مناسب رشد براي عموم انسانها زماني است که اين جامعه جهاني حرکتي مناسب و هماهنگ در کل زير مجموعهها داشته باشد. پس قانوني کامل و فراگير لازم است.
نقص معرفت بشري از يک سو، و توجه به برخي ملاحظات شخصي و گروهي از سوي ديگر و وجود اميال و گرايشهاي مادي از سوي سوم باعث ميشود انسان نتواند قانون جامع و کامل را پي ريزي کند. بر اين اساس بر خداوند آگاه به همه ابعاد وجودي انسان و عاري از هر ملاحظه و ميل است که اين نياز بشري را پاسخ گويد.
بعثت انبيا و در رأس آنها بعثت خاتم الانبيا پيامبر اسلام(ص) به اين مهم پاسخ داد تا قانون مناسب در اختيار بشر قرار گيرد و طبق آيه " الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِيناً"(مائده، 3) کاملترين قانون و معرفت در دسترس انسانها قرار گرفت.
قانون به تنهايي ضامن ايجاد جامعه سالم نيست و لذا تا کنون چنين جامعهاي محقق نشده است. با توجه به برداشتهاي مختلف از اين قانون(به علت نقص و درجات عقل و علم) از طرفي و حرکت رو به رشد انسانها از سوي ديگر، نياز به معلم عالم (به علم الهي) و معصوم (از هر خطا) ميباشد تا به تبيين وتعليم قانون الهي بپردازد و متناسب با نياز جامعه انسان آن را به درستي تفسير کند تا قانون و دين قابل استفاده در زندگي باشد.
به علاوه روح انسان که گوهر شرافت و شخصيت او است نيازمندهايي داشته و در معرض آفات و بيماريها است. براي روح نيز همچون جسم نياز به متخصص است تا در سايه تخصص و راهنمايي او، روح بتواند حرکت تعالي خود را به انجام رساند. پس علاوه بر معلم به مربي و تزکيه کننده نيز لازم است.
از اين رو خداوند وظيفه تبيين و تزکيه را بر دوش انبيا قرار داد تا علاوه بر تلاوت و ابلاغ وحي به اين دو مهم همت گمارند: "لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ"؛(آل عمران/164) با رحلت خاتم الانبيا اين دو وظيفه
*نِگرش غَلط، و غَلط های مَعروف سَر راه ظهور...
با سلام! بحثی رو که به عنوان ضمیمه این جزوه ی شریف، لازم می دانم متذکر شوم، پیرامون آسیب شناسی و همچنین تبیین یکی از وظایف منتظران امام عصر(ارواحنا له الفدا) است، که متاسفانه کمتر به آن پرداخته می شود؛ و آن هم مساله ای است به اسم جهانی اندیشی و دغدغه جهانی داشتن...
چیزی که برای رسیدن به مرتبه نهایی ظهور الا و لابد، باید نگرشمان را درباره آن عوض و یا تا حدی اصلاح کنیم...ببینید دوستان، اگر بپذیریم که طبق روایات ما، سرزمین و مردمان ایران زمین یک ماموریت جهانی برای زمینه سازی ظهور بر عهده دارند،{که در همین جزوه، به اثبات آن پرداختیم!}
پس در ابتدا باید جهانی بیندیشیم، تا بتوانیم آن ماموریت را بخوبی انجام بدهیم... یک چیزی که حداقل خود بنده در مراوداتم زیاد شاهد آن بودم و هستم، حساسیت بعضی از دوستان سر مسائل خارجی(جهانی) است؛ انسان تا سر صحبت را باز می کند،یه حسّ ناسیونالیستی بهشون دست می دهد و دوست دارند که حتی المقدور از شهر یا کشورشان صحبت کنیم تا مسائل دیگر عالم؛ که این یکی ازآن آسیب هایی است که متاسفانه دامنگیر ما محبّین و منتظران امام عصر (ارواحناله الفدا)است...
بله، باید دغدغه کشور و وطن مان را داشته باشیم، ولی این به آن معنا نیست که از حوادث عالم که تاثیرات مستقیم و غیر مستقیم بر دین و دنیای ما دارد غافل بمانیم، ما باید بپذیریم که نقشه های کنونی میان کشورها یه نقشه قراردادی است نه حقیقی؛ یعنی چه؟! یعنی آن معیار و چیزی که ما (ملّت ها) را از هم جدا می کند؛ تنها چند سیم خاردار یا دیوار بِتُنی نیست؛ بلکه در اندیشه الهی و مهدوی معیار جدایی مردم از همدیگر، تقوا و میزان طرفداری آنها از حق و جبهه اهل حقّه؛ نه به ایرانی، کانادایی یا مراکشی بودنشان، نه به عربی یا فارسی و انگلیسی زبان بودنشان ، نه به سیاه و سفید و رنگین پوست بودن آنهاست... یعنی اصل جدایی و مرز کشی، مرزکشی میان جبهه حق و باطل است.
در نظام توحیدی، همه بندگان خدای متعالند و همچنین در حکومت جهانی امام عصر(ارواحناله الفدا) تمام بندگان از مومن و فاسق، از سیاه و سفید، با تفاوت هر رنگ و نژاد و کشور، همه و همه شهروندان دولت کریمه بنی زهرایند ...
اینکه امروزه خنّاسان می گویند: نه غزه، نه لبنان؛ جانم فدای ایران(!!!) و امثال این حرفها، این شعار صددرصد مقابل فرهنگ مهدوی است؛ و همچنین تفکری است که صد درصد مقابل اندیشه ایرانی است. کجای تاریخ نقل شده است که ایرانی نسبت به ظلم به مظلومان عالم بی تفاوت بوده است!؟پس قضیه پرچم های سیاه ابومسلم خراسانی و حتی عقب تر جناب کوروش (یا به نعبیر علامه طباطبایی ذولقرنین)بر سرچه حساب و اندیشه ای بود که روزگاری که یهود در اورشلیم مورد ظلم واقع شد؛ لشکرکشی کرد و آنها را از ظلم و ستم ظالمان آن زمان نجات داد؟! ...
یا چیزی که امروزه هم تو ماهواره ها می گویند، هم تو تاکسی و حتی محافل مومنانه که وقتی انسان دَم از حمایت از مظلومان عالم بزند، فوراً این غلط معروف را میگویند که:«چراغی که به خونه رواست به مسجد حرومه!» این کلمه صددرصد با اندیشه اسلامی- ایرانی و مهدوی ما مغایرت دارد؛ تازه، این جمله میگه به مسجد حرام است، نه به مظلوم، نه به همسایه، اگر بفهمند که چه می گویند دیگر تکرارش نمیکنند...در حدیث صحیحی که از پیامبر اعظم(صلوات الله علیه) نقل شده است؛ حضرتش فرمودند:
«اگر مسلمانی صبح کند، امّا به فکر برادر دینیش نباشد، بهره ای از اسلام نبرده و هر کس شاهد فریاد خواهی و کمک طلبیدن مردی باشد که مسلمانان را به یاری می طلبد، امّا پاسخی به او ندهند، از مسلمانان نیست».(بحارالانوار،جلد72،صفحه21)
*امّا چه کنیم که این نگرش های غلط در درونمان از بین برود؟!
1.بپذیریم که نهضت امام یک نهضت و انقلاب جهانی است؛(که البته شروعش با ایرانیهاست) و باور این حقیقت که تمام عالم کشور امام عصر(ارواحناله الفدا) است؛ و طبق این باور هر حادثه ای که در این عالم اتفاق می افتد، به خصوص برای مومنین؛ به ما هم ربط دارد و باید نگران باشیم؛ همانطور که صاحب و مولایمان نگران است..!
2..بپذیریم که غالب ایالت داران و کارگزاران جهانی امام (علیه السلام)، ایرانیند! یک چیزی که دوست دارم روی آن خیلی تامّل کنیم، این است، که کسانی که چنین اندیشه ای دارند،فردای ظهور اگر مثلاً برای یک کشور یا قارّه دیگری به آنها ماموریت دادند، بگویند:مگر شهر یا کشور خودمان چه ایرادی دارد، که حالا برداریم و برویم یک کشور دیگر؛ غافل از اینکه همه جا کشور امام زمان (ارواحنا له الفدا) است و باید آن را آباد کرد؛ و تفاوتی هم میان شرق یا غرب آن نیست...
3.خودمان را برای این ماموریت بزرگ مهیا کنیم..!
4.بپذیریم که یکی از شئون انسان منتظر، اندیشیدن در مورد کل عالم است، نه فقط یک کشور یا منطقه خاص..!
5.بپذیریم که طبق منابع دینی ما گرچه ایرانیان شروع کننده انقلاب جهانی حضرتند، ولی این میّسر نمی شود مگر با اتحاد با سایر ملّت ها، از جمله یمن، فلسطین، لبنان، عراق، و سایر مستضعفین عالم...
6.باور کنید جبهه باطل از مدّت ها قبل این تفکر جهانی شدن را دارد رواج می دهد، و با همفکرانش از هر قوم و ملّیتی دست اتحاد می دهد؛ (شعارهایی مثل دهکده جهانی؛ نظم نوین جهانی، جهانی سازی و امثالهم، که البته معتقدم که در نهایت همه آنها در پازل خدای متعالند ولی خودشان نمی دانند...
نکته: وقتی کسانی مثل ما با این تفکرات ملّی گرایی در جبهه اهل حق باشیم؛ به ناچار باید اهل کفر این ماموریت بزرگ را انجام بدهند(ولله جنودُ سماوات و الارض)...)؛ آیا ما به عنوان طرفداران جبهه اهل حق، کمتر از پیروان سفیانی، دجّال و شیطانیم؟! ...
7.و در نهایت اینکه: یک بار نقشه عالم را در ذهنمان تجسم کنیم، ببینیم چه کسانی دارند عالم را اداره می کنند، و طبق منابع دینی و قرآنی ما چه کسانی باید این جهان را اداره کنند، بعد فاصله میان سیاست مداران کنونی عالم را با آن بزرگوارانی که باید این جهان را اداره کنند، ببینیم چقدر است؛ آن وقت است که ندایی از درونمان بلند می شود که:
«اللّهم عَجِل لولیّک الفرج!»
انشاالله و به حقّ عمّه ی سادات، زینب کبری(سلام ا... علیه)
همه ی ما روزی فدای نهضت جهانی حضرتش شویم!
*کلام آخر: از ما گفتن است ...
تمام انبیاء و اولیای الهی در حسرت ظهور جان دادند و خوب می دانستند که تحقق «کلمه الله هی العلیاء»، با داشتن امت هایی آنچنانی! کاری نیست که از عهده آنها برآید؛ لذا لقب منصور بودن را فقط شایسته حضرت حجت (ارواحناله الفدا)دانسته اند و مدام با یاد او سختی ها را برخود تحمل می کردند...
اما نکته جالب تر آن که: به تصریح محکم روایات؛ این امر عظیم «ظهور ولی مطلق خدا»، هم اینک در انتظار ما ایرانیهاست !!!وظیفه ای بسیار سنگین، امّا پراجر بر دوش تک تک ماست؛ که اگر خدای ناکرده شانه خالی کنیم و اهل او را، اولاً نشناسیم و دوماً یاری نکنیم، فردای قیامت امّت های گذشته از کنار ما رد خواهند شد و به ما لعن می فرستند که چرا روزگار را به غفلت گذراندید، همانطور که ما گذراندیم؛ در حالی که منزلت و مقام ما و شما، زمین و آسمان تفاوت داشت!!! شما می توانستید آرزوی جمله اولیاء و انبیاء را برآورده کنید و نکردید...
*بیاییم یک بار دیگر چشم ها را بشوییم و نگاهی دوباره به پدیده های عالم و حوادث زمانمان بیندازیم، که قطعاً درخواهیم یافت صبح چقدر نزدیک است...والسلام علیکم و الرحمه الله و برکاته!
{غلامرضا محمّدي- دفتر نشريه آيين انتظار- كانون الزهرا- فرهنگيان - بهبهان}